ماجرای ساخت اولین مجسمه فردوسی
در سال ۱۳۱۳ خورشیدی، همزمان با هزارمین سال تولد فردوسی، گروهی از دانشجویان ایرانی در اروپا، از جمله ملکالشعرای بهار، تصمیم گرفتند کاری بزرگ برای بزرگداشت حکیم توس انجام دهند. تصمیمشان: ساخت اولین مجسمه فردوسی.
اما مشکلی جدی پیش آمد:
هیچ تصویری از فردوسی وجود نداشت!
وقتی به مجسمهسازی اروپایی مراجعه کردند، او گفت: «من باید چهرهاش را ببینم. تصویری از او دارید؟»
پاسخ دادند: «نه، نداریم.»
با تعجب گفت: «پس چگونه چهرهاش را بسازم؟»
دانشجویان نسخهای از شاهنامه را به دستش دادند و گفتند: «اگر میخواهی او را بشناسی، این را بخوان.»
مجسمهساز، روزها و شبها در میان داستانهای شاهنامه گم شد. با رستم، سهراب، سیاوش و زال زندگی کرد و از دل این اسطورهها، تصویری در ذهنش ساخت:
مردی خردمند، پرهیبت، شاعر، اسطورهپرداز؛ چنین بود فردوسی در خیال هنرمند.
در همان سال ۱۳۱۳، مجسمه ساخته شد و بلافاصله در باغ نگارستان تهران نصب گردید – در ضلع شمالی میدان بهارستان.
امروز این مکان، موزه مفاخر ایران است و همان مجسمه، هنوز ایستاده؛
نماد مردی که اگرچه تصویری نداشت، اما کلماتش چهرهاش را ساختند.